يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
14
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
سلطانقلى خان و مخصوصا كريمداد خان انجام مىداد . دو پيشامد ناگوار در سالهاى پايانى زندگى او را بسيار مغموم و نااميد كرد . مهمترين آنها طغيان فرزند دومش سليمان خان عليه پدر بود كه در نهايت منجر به قتل آن پسر شد و تفصيل آن چنين بود كه روسهاى تزارى پس از هم مرز شدن با خراسان و استقرار در مناطق تركمن نشين كه شامل بيابان خوارزم و سرزمينهاى مرزى بود چشم طمع به خاك زرخيز خراسان داشتند ، ولى قرارداد آخال دست آنها را از تجاوز به خاك ايران بسته بود . اما روسها قصد كردند به وسيله يكى از افراد محلى طغيانى ايجاد شود و آن شخص از دولت روسيه تقاضاى حمايت كند تا ازين راه به آرزوى خود دست يابند . اما چون حكام مقتدر ولايات خراسان ، اميرحسين خان شجاع الدوله زعفرانلو در قوچان و يار محمد خان سردار مفخم در بجنورد نسبت به دولت ايران وفادار بودند پس اميدى به آنها نبود . ناچار براى اجراى مقصود به فكر افتادند كه از افراد ناراضى استفاده كنند . ابتدا مىخواستند توسط ابوالحسن خان فرزند ارشد شجاع الدوله به چنين مقصودى برسند . زيرا محمد ناصر خان فرزند كوچكتر شجاع الدوله مورد توجه خاص پدر بود و احتمال جانشينى او به جاى پدر با اينكه كوچكتر بود مىرفت و اين موضوع ابوالحسن خان را كه جوانى شجاع بود رنج مىداد . روسها از اين جريان استفاده كردند و با وى كه هميشه در مرز و نزديك عشقآباد ساكن بود وارد مذاكره شدند كه عليه پدر برخيزد و پس از تسلط بر قوچان تقاضاى حمايت از روسيه بنمايد تا روسها به بهانهء حمايت از او قواى خود را وارد ايران نمايند . اما اين نقشه در نطفه خفه شد و موضوع درز پيدا كرد . پس ابوالحسن خان به تهران احضار شد و بطور مرموزى در تهران در سال 1310 قمرى مسموم و كشته شد . مرگ ابوالحسن خان مدتها در پردهء ابهام بود و كسى اطلاعى درست از سرنوشت ابوالحسن نداشت . تا آنجا كه چند سال بعد از اينكه محمد ناصر خان شجاع الدوله دوم به حكومت رسيده بود شخص مدعى شد كه ابوالحسن خان است و مشكلاتى بوجود آورد كه خارج از بحث ماست . روسها پس از عدم موفقيت اين نقشه كه مىبايست در قوچان انجام شود به فكر افتادند تا در بجنورد چنان اقدامى بشود . در بجنورد هم به جاى فرزند ارشد ، فرزند سوم يار محمد خان به جانشينى انتخاب شده بود . سبب هم آن بود كه در خانوادهء حكام محلى موضوع